معنی ۱neutral · 90%
واقعشده، انجامشده یا استفادهشده در خارج از ساختمان
مثالهای طبیعی
They enjoy outdoor sports in summer.
آنها در تابستان از ورزشهای فضای باز لذت میبرند.
The café has an outdoor seating area.
کافه فضای نشستن در بیرون دارد.
We bought new outdoor furniture.
ما مبلمان جدید برای فضای باز خریدیم.
نکتهٔ کاربردی
`Outdoor` صفتی است که پیش از اسم میآید؛ `outdoors` قید متناظر آن است.
ترکیبهای رایج
— فعالیتی که در فضای باز انجام میشود

