خارج شدن مایع یا مادهای دیگر از یک محل یا محفظه.
مثالهای طبیعی
The outflow from the lake feeds two streams.
آبی که از دریاچه خارج میشود، دو جویبار را تغذیه میکند.
Engineers detected an outflow of warm water.
مهندسان خروج جریانی از آب گرم را شناسایی کردند.
Several outflows entered the estuary after the storm.
بعد از طوفان، چند جریان خروجی به مصب رودخانه رسیدند.
نکتهٔ کاربردی
این اسم حرکت یا مقدارِ مادهٔ خارجشونده را توصیف میکند و لزوماً در هر بافت به خود آب اشاره ندارد.
