معنی ۱neutral · 89%
سفر کوتاه یا فعالیت سازمانیافتهای که برای تفریح انجام میشود
مثالهای طبیعی
We planned a family outing to the coast.
برای آخر هفته یک گردش خانوادگی به ساحل برنامهریزی کردیم.
The class outing included a museum visit.
برنامهٔ گردش کلاس شامل بازدید از موزه بود.
Residents enjoy regular outings during the summer.
ساکنان در تابستان از گردشهای منظم لذت میبرند.
نکتهٔ کاربردی
`Outing` معمولاً سفری نسبتاً کوتاه برای تفریح یا فعالیت گروهی را میرساند، نه تعطیلاتی طولانی.
