نگرش کلی نسبت به زندگی، رویدادها یا یک موقعیت مشخص
مثالهای طبیعی
Travel changed her outlook on work and success.
سفر نگرش او را نسبت به کار و موفقیت تغییر داد.
He maintained a positive outlook throughout treatment.
او در تمام دورهٔ درمان نگرش مثبتی را حفظ کرد.
Their outlook remained cautious despite recent progress.
با وجود پیشرفت اخیر، نگرش آنها همچنان محتاطانه بود.
نکتهٔ کاربردی
این معنی بر شیوهٔ معمولِ نگاه کردن یک شخص به موقعیتها تمرکز دارد.
