معنی ۱neutral · 90%
دور از بخش مرکزی یک شهر، منطقه یا مجموعه قرار داشتن.
مثالهای طبیعی
Buses connect outlying villages to the city.
اتوبوسها روستاهای اطراف و دور از مرکز را به شهر وصل میکنند.
Patients from outlying districts face longer journeys.
بیمارانِ نواحی دور از مرکز ناچارند مسیرهای طولانیتری طی کنند.
The warning also covers several outlying islands.
این هشدار چند جزیرهٔ دورافتاده از مجموعهٔ اصلی را هم در بر میگیرد.
نکتهٔ کاربردی
outlying به فاصلهٔ نسبی از مرکز اشاره میکند و لزوماً به معنی رفتوآمد دشوار یا جمعیت کم نیست.
