معنی ۱neutral · 90%
کسی را بهدلیل چیزی که بسیار نادرست به نظر میرسد، بهشدت خشمگین و شوکه کردن
مثالهای طبیعی
The hidden fees outraged thousands of customers.
هزینههای پنهان هزاران مشتری را به خشم آورد.
Residents were outraged by the sudden closure.
ساکنان از تعطیلی ناگهانی بهشدت خشمگین شدند.
Employees were outraged at the discriminatory policy.
کارکنان از سیاست تبعیضآمیز بهشدت خشمگین بودند.
نکتهٔ کاربردی
ساختهای مجهول `be outraged by` و `be outraged at` بسیار رایجاند.
