تلاشهای سازمانیافته برای ارتباطگرفتن با افرادی که ممکن است به خدمات موردنیازشان دسترسی نداشته باشند و کمک به آنها.
مثالهای طبیعی
The clinic expanded outreach to isolated villages.
درمانگاه، فعالیتهای ارتباطی و حمایتی خود را در روستاهای دورافتاده گسترش داد.
Student volunteers support outreach in nearby schools.
دانشجویان داوطلب در برنامههای ارتباطی و حمایتی مدارس نزدیک مشارکت میکنند.
Effective outreach helped more families find housing advice.
ارتباطگیری مؤثر با خانوادهها به افراد بیشتری کمک کرد از مشاورهٔ مسکن بهرهمند شوند.
نکتهٔ کاربردی
outreach در اشاره به فعالیتها معمولاً غیرقابلشمارش است و در حوزههای آموزش، سلامت، خدمات اجتماعی و مشارکت عمومی کاربرد دارد.
