مستقیم و آشکار، بدون پنهانکاری یا ملایم کردن حرف
مثالهای طبیعی
Ask her outright whether she agrees.
رک از او بپرس آیا موافق است یا نه.
He told us outright that he would not return.
او صریح به ما گفت که برنمیگردد.
The applicant admitted outright that he lacked experience.
متقاضی آشکارا پذیرفت که تجربه ندارد.
نکتهٔ کاربردی
برای تأکید بر صراحت، outright پس از ask، tell یا admit میآید؛ در ask outright قید است، نه صفت.
