چنان بهتر از دیگران عمل کردن که توجه و تحسین بیشتری جلب شود.
مثالهای طبیعی
The pianist outshone the rest of the ensemble.
نوازندهٔ پیانو از دیگر اعضای گروه درخشانتر ظاهر شد.
Her experience could outshine that of other applicants.
ممکن است تجربهٔ او از تجربهٔ دیگر متقاضیان چشمگیرتر باشد.
The youngest student has outshone the seniors.
کمسنترین دانشآموز از دانشآموزان سالبالایی پیشی گرفته است.
نکتهٔ کاربردی
این کاربرد مجازی است و لازم نیست شخص واقعاً نور تولید کند.
