قرارگرفته در بخش بیرونیِ چیزی یا مربوط به قسمت خارجی آن.
مثالهای طبیعی
The outside wall needs paint.
دیوار بیرونی به رنگ نیاز دارد.
The outside door is open.
درِ بیرونی باز است.
We cleaned the outside area.
ما ناحیهٔ بیرونی را تمیز کردیم.
نکتهٔ کاربردی
outside وقتی قبل از اسم میآید، چیزی را توصیف میکند که در بخش خارجیِ یک مکان یا شیء قرار دارد. این واژه با inside متفاوت است؛ inside به بخش داخلی اشاره میکند.

