در موقعیتی که داخل یک مکان یا ساختمان نیست.
مثالهای طبیعی
I'll wait outside the station.
بیرون ایستگاه منتظر میمانم.
The car is outside our house.
ماشین بیرون خانهٔ ماست.
Someone is talking outside the classroom.
یک نفر بیرون کلاس صحبت میکند.
نکتهٔ کاربردی
از outside مستقیماً پیش از نام یک مکان استفاده میشود تا به ناحیهٔ بیرون از فضای داخلی آن اشاره شود.
