مایل به بیان صریح و آشکار نظرات قوی، حتی در صورت مخالفت دیگران.
مثالهای طبیعی
An outspoken activist challenged the proposed law.
یک فعال صریح و بیپرده با قانون پیشنهادی مخالفت کرد.
She is outspoken about unfair pay policies.
او دربارهٔ سیاستهای ناعادلانهٔ پرداخت حقوق بیپرده حرف میزند.
The journalist remained outspoken despite criticism.
روزنامهنگار با وجود انتقادها همچنان صریح و بیپرده موضع میگرفت.
نکتهٔ کاربردی
outspoken بهویژه برای افراد و منتقدان رایج است و صورتهای more outspoken و most outspoken دارد.
