از نظر اهمیت یا ارزش بر چیزی که با آن مقایسه میشود برتری داشتن.
مثالهای طبیعی
The benefits outweigh the disadvantages for me.
برای من مزایا از معایب بیشتر است.
The risks may outweigh the potential rewards.
ممکن است خطرها از پاداشهای احتمالی مهمتر باشند.
Long-term savings outweighed the initial expense.
صرفهجوییهای بلندمدت بر هزینهٔ اولیه برتری داشت.
نکتهٔ کاربردی
outweigh معمولاً برای مقایسهٔ مزایا، خطرها، هزینهها و سایر عوامل تصمیمگیری به کار میرود.
