معنی ۱neutral · 86%
با درنظرگرفتن همهٔ جوانب.
مثالهای طبیعی
Overall, we enjoyed the hotel despite some noise.
در مجموع با وجود کمی سروصدا از هتل لذت بردیم.
The project was, overall, a success.
این پروژه در مجموع موفقیتآمیز بود.
Overall, the class performed better than last term.
در مجموع، عملکرد کلاس بهتر از ترم پیش بود.
نکتهٔ کاربردی
overall ممکن است صفت پیش از اسم هم باشد، اما در این مثالها قید است.
ترکیبهای رایج
— آغازگر یک جمعبندی کلی
