معنی ۱neutral · 89%
بخشی از سقف یا صخره که از سطح یا سازهٔ نگهدارندهٔ زیر خود جلوتر آمده است.
مثالهای طبیعی
The roof overhang shields the doorway from rain.
پیشآمدگی سقف از ورودی در برابر باران محافظت میکند.
They rested beneath a rocky overhang.
آنها زیر پیشآمدگی یک صخره استراحت کردند.
The architect added two overhangs for shade.
معمار برای ایجاد سایه دو پیشآمدگی اضافه کرد.
نکتهٔ کاربردی
اسم overhang از نظر تکیه با فعل overhang تفاوت دارد.
