میزان وزن، کار یا توان الکتریکیِ بیشتر از ظرفیت ایمنِ یک دستگاه یا سامانه.
مثالهای طبیعی
An overload caused the circuit breaker to trip.
اضافهبار باعث شد کلید محافظ مدار قطع شود.
The inspector reported an overload on the rear axle.
بازرس از اضافهبار روی محور عقب گزارش داد.
Unexpected overloads disrupted the network during the sale.
اضافهبارهای پیشبینینشده هنگام حراج، شبکه را مختل کردند.
نکتهٔ کاربردی
overload بار یا تقاضای بیش از حد است، نه صرفاً میزان بالایی که هنوز در محدودهٔ مجاز قرار دارد.
