متوجه نشدن، در نظر نگرفتن یا رسیدگی نکردن به چیزی مهم
مثالهای طبیعی
We overlooked a critical error in the report.
ما یک خطای مهم را در گزارش از قلم انداختیم.
The proposal overlooks the needs of rural communities.
این پیشنهاد نیازهای جوامع روستایی را نادیده میگیرد.
Investigators had overlooked evidence from an earlier interview.
بازرسان شواهدی از یک مصاحبهٔ قبلی را از نظر دور داشته بودند.
نکتهٔ کاربردی
این معنی اغلب حذف یا غفلتی ناخواسته را میرساند، نه تصمیمی عمدی برای نادیده گرفتن چیزی.
