معنی ۱neutral · 90%
پلی که جاده یا پیادهرو را از بالای راه دیگر یا راهآهن عبور میدهد.
مثالهای طبیعی
We drove onto the overpass above the railway.
با خودرو وارد روگذری بالای راهآهن شدیم.
Cyclists use a nearby overpass to cross the highway.
دوچرخهسواران برای عبور از بزرگراه از روگذر نزدیک استفاده میکنند.
The flooded road was closed beneath the overpass.
جادهٔ آبگرفتهٔ زیر روگذر بسته شد.
نکتهٔ کاربردی
overpass از بالای مسیر دیگر عبور میکند؛ underpass از پایین آن میگذرد.
