معنی ۱neutral · 90%
در یک کشور خارجی یا به مقصد آن، بهویژه کشوری در آن سوی دریا
مثالهای طبیعی
She worked overseas for five years.
او پنج سال در خارج از کشور کار کرد.
Many students choose to study overseas.
بسیاری از دانشجویان تحصیل در خارج از کشور را انتخاب میکنند.
The company sends engineers overseas each summer.
شرکت هر تابستان مهندسان را به خارج از کشور میفرستد.
نکتهٔ کاربردی
در نقش قید، `overseas` مستقیماً اسم را توصیف نمیکند؛ بلکه نشان میدهد کسی کجا میرود، کار میکند، درس میخواند یا فرستاده میشود.
