مدتی که بیش از ساعتهای کاری عادی یا توافقشده کار میشود
مثالهای طبیعی
She worked overtime to finish the proposal.
او برای تمامکردن پیشنهاد کاری اضافهکاری کرد.
Does the company pay for overtime?
آیا شرکت بابت اضافهکاری پول میدهد؟
I did three hours of overtime yesterday.
من دیروز سه ساعت اضافهکاری داشتم.
نکتهٔ کاربردی
Overtime نام زمانِ کار اضافه است، نه یک شغل جداگانه؛ بگویید hours of overtime.
