یک تصمیم حقوقی، سیاسی یا سازمانی را رسماً لغو یا برعکس کردن
مثالهای طبیعی
The appeals court overturned the original ruling.
دادگاه تجدیدنظر حکم اولیه را نقض کرد.
New evidence could overturn the conviction.
شواهد جدید ممکن است محکومیت را نقض کند.
The tribunal overturned the agency's decision.
دادگاه تصمیم این نهاد را لغو کرد.
نکتهٔ کاربردی
این معنی بهویژه در گزارشهای حقوقی و سازمانی رایج است.
