معنی ۱neutral · 89%
بدهکار بودن؛ مدیون بودن.
مثالهای طبیعی
I still owe you twenty euros.
هنوز بیست یورو به تو بدهکارم.
She owes her success to years of practice.
او موفقیتش را مدیون سالها تمرین است.
You owe me an explanation.
باید به من توضیح بدهی.
نکتهٔ کاربردی
در ترکیب «owe money»، «owe» در معنای «بدهکار بودن» بهکار رفته است. این فعل را متناسب با زمان و فاعل صرف کنید.
ترکیبهای رایج
owe money — ترکیبی رایج در معنای «بدهکار بودن»owe someone an apology — ترکیبی رایج در معنای «بدهکار بودن»
اشتباه رایج
I owe to you ten euros.
I owe you ten euros.
در کاربرد «owe»، صورت “to” را به the corrected construction تغییر دهید تا جمله از نظر دستوری درست شود.
درس کوتاه: owe: بدهکار بودن
ترکیب «owe money» را به خاطر بسپارید. در جملهٔ «هنوز بیست یورو به تو بدهکارم.» معنای «بدهکار بودن» را میرساند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.«owe» در جملهٔ «I still owe you twenty euros.» چه معنایی دارد؟
