معنی ۱neutral · 85%
حیوانی بالغ از خانوادهٔ گاوها، بهویژه گاو نر اختهشدهای که برای کار کشاورزی استفاده میشود.
مثالهای طبیعی
An ox pulled the wooden cart.
یک گاو نر کاری گاری چوبی را میکشید.
Two oxen worked in the fields.
دو گاو نر کاری در مزرعه کار میکردند.
The farmer guided his ox along the path.
کشاورز گاوش را در امتداد مسیر هدایت میکرد.
نکتهٔ کاربردی
ox اغلب برای گاوی تربیتشده جهت کشیدن بار سنگین به کار میرود و جمع بیقاعدهٔ آن oxen است.
ترکیبهای رایج
— گروهی از گاوهای کاری که با هم کار میکنند
