معنی ۱neutral · 88%
بسته یا ظرف کوچکی که مقداری از یک محصول را در خود دارد
مثالهای طبیعی
She opened a packet of rice for dinner.
او برای شام یک بسته برنج باز کرد.
I bought two packets of biscuits.
من دو بسته بیسکویت خریدم.
Please leave the packet on my desk.
لطفاً بسته را روی میز من بگذارید.
نکتهٔ کاربردی
`Packet` اغلب با `of` میآید تا مشخص شود داخل بسته چیست.
ترکیبهای رایج
— یک بستهٔ کوچک بیسکویت

