کارِ گذاشتن وسایل در کیف، چمدان یا جعبه برای سفر یا جابهجایی.
مثالهای طبیعی
Packing for our trip took all morning.
جمعکردن وسایل برای سفرمان تمام صبح طول کشید.
We still have packing to do.
هنوز باید وسایلمان را جمع کنیم.
Her packing always starts with a checklist.
او همیشه جمعکردن وسایلش را با یک فهرست شروع میکند.
نکتهٔ کاربردی
packing نام فرایند است؛ اما package به یک بستهٔ مشخص اشاره میکند.
