قطعهای نرم یا محافظ از مادهای که برای ضربهگیری، پوشاندن یا جذب استفاده میشود
مثالهای طبیعی
Each player wore a protective pad on one knee.
هر بازیکن روی یکی از زانوهایش پد محافظ داشت.
Place a sterile pad over the wound.
یک پد استریل روی زخم قرار دهید.
Rubber pads prevent the chairs from scratching the floor.
پدهای لاستیکی مانع خراش دادن کف توسط صندلیها میشوند.
نکتهٔ کاربردی
جنس و هدف `pad` با توجه به بافت متفاوت است، اما ضربهگیری یا محافظت در مرکز معنا قرار دارد.
