مادهای نرم که داخل یا دور چیزی گذاشته میشود تا از آن محافظت کند یا آن را راحتتر سازد.
مثالهای طبیعی
The helmet contains extra padding around the sides.
کلاه ایمنی در دو طرف خود لایهٔ محافظ بیشتری دارد.
We added padding to protect the glass vase.
برای محافظت از گلدان شیشهای، ضربهگیر اضافه کردیم.
The chair needs new padding under its fabric.
صندلی زیر روکش پارچهای خود به لایهٔ نرم تازهای نیاز دارد.
نکتهٔ کاربردی
padding میتواند به متن یا محتوای اضافی و غیرضروری هم اشاره کند؛ تمرکز این مدخل بر معنای مادهٔ محافظ است.
