کسی که از یکی از آیینهای دینی یا سنتهای معنوی پاگانی پیروی میکند.
مثالهای طبیعی
A pagan led the seasonal ceremony in the village.
یکی از پیروان آیین پاگانی مراسم فصلی روستا را برگزار کرد.
Many pagans celebrate the changing seasons in different ways.
بسیاری از پیروان آیینهای پاگانی، تغییر فصلها را به شیوههای گوناگون جشن میگیرند.
She identifies as a pagan but usually practises privately.
او خود را پیرو آیین پاگانی میداند، اما معمولاً مناسکش را در خلوت انجام میدهد.
نکتهٔ کاربردی
pagan را دربارهٔ کسی که خود را پیرو چنین آیینی میداند بیطرفانه به کار ببرید؛ از کاربردهای قدیمی تحقیرآمیز آن دربارهٔ ادیان دیگر پرهیز کنید.
