احساس ناخوشایند جسمی ناشی از آسیب یا بیماری
مثالهای طبیعی
He was in pain after the accident.
او بعد از تصادف درد داشت.
I have pain in my lower back.
در قسمت پایین کمرم درد دارم.
The medicine helped reduce the pain.
دارو به کاهش درد کمک کرد.
نکتهٔ کاربردی
وقتی منظور رنج جسمی بهطور کلی است، pain اغلب غیرقابلشمارش است.

