ایجادکنندهٔ درد جسمی
مثالهای طبیعی
The injured knee is still painful.
زانوی آسیبدیده هنوز دردناک است.
The treatment was less painful than expected.
درمان کمتر از حد انتظار دردناک بود.
Walking became painful after the accident.
راه رفتن پس از حادثه دردناک شد.
نکتهٔ کاربردی
`Painful` چیز یا وضعیتی را توصیف میکند که درد ایجاد میکند.

