معنی ۱neutral · 86%
دارویی که درد را کاهش میدهد.
مثالهای طبیعی
The nurse gave him a painkiller after surgery.
پرستار بعد از جراحی به او یک قرص مسکن داد.
Some painkillers can make people sleepy.
بعضی مسکنها ممکن است آدم را خوابآلود کنند.
Is there a painkiller in the medicine cupboard?
در کمد داروها مسکنی هست؟
نکتهٔ کاربردی
Painkiller واژهای کلی است؛ مسکنهای مختلف دستور مصرف و خطرات متفاوت دارند و این واژه نام یک داروی مشخص نیست.
