معنی ۱formal · 88%
موفق و پررونق، بهویژه هنگام توصیف دورهای در گذشته.
مثالهای طبیعی
The firm hired hundreds during its palmy days.
آن شرکت در روزهای اوجش صدها نفر را استخدام کرد.
In the club’s palmy years, every match sold out.
در سالهای پررونق باشگاه، بلیت همهٔ مسابقهها تمام میشد.
Their palmy period ended when the market collapsed.
دوران شکوفایی آنها با سقوط بازار به پایان رسید.
نکتهٔ کاربردی
ادبی یا کمی قدیمی است؛ در معنای رونق، بیشتر همراه days یا years میآید.
