بخشی صاف و مشخص از سطح یا دستگاه که از قسمتهای اطراف متمایز است.
مثالهای طبیعی
The technician opened the electrical panel before repairs.
تکنسین پیش از تعمیرات درپوش تابلو برق را باز کرد.
A warning light flashed on the control panel.
چراغ هشدار روی صفحهٔ کنترل چشمک زد.
The old door has three wooden panels.
در قدیمی سه پنل چوبی داشت.
نکتهٔ کاربردی
panel میتواند بخشی از در، دیوار یا دستگاه باشد؛ در کنترلپنل، دکمهها و نمایشگرها قرار میگیرند.
