معنی ۱neutral · 85%
وسیلهٔ بزرگِ پارچهای که در هوا باز میشود تا سرعت سقوط را کاهش دهد.
مثالهای طبیعی
Her parachute opened safely above the field.
چتر نجات او با ایمنی کامل بالای مزرعه باز شد.
We inspected our parachutes before boarding the plane.
پیش از سوار شدن به هواپیما چترهای نجاتمان را بررسی کردیم.
A red parachute carried the jumper toward the ground.
چتر نجات قرمزی چترباز را به سمت زمین پایین میآورد.
نکتهٔ کاربردی
Parachute با ایجاد مقاومت هوا سرعت پایین آمدن را کم میکند؛ افراد معمولاً مهاری متصل به آن میپوشند.
