معنی ۱formal · 90%
حد، شرط یا عاملی که دامنه یا نحوهٔ عملکرد یک فرایند، طرح یا سامانه را تعریف میکند
مثالهای طبیعی
The contract sets clear parameters for the work.
قرارداد پارامترهای روشنی برای کار تعیین میکند.
Researchers worked within the parameters of the study.
پژوهشگران در چارچوب پارامترهای مطالعه کار کردند.
Change this parameter to increase processing speed.
برای افزایش سرعت پردازش این پارامتر را تغییر دهید.
نکتهٔ کاربردی
در حوزههای فنی، `parameter` ممکن است معنای دقیق ریاضی یا محاسباتی داشته باشد؛ در کاربرد عمومی C1 اغلب به یک حد یا شرط مهم اشاره دارد.
