معنی ۱neutral · 85%
کسی که ساکن پاریس است یا اهل این شهر است.
مثالهای طبیعی
Our guide was a Parisian who knew every backstreet.
راهنمای ما فردی پاریسی بود که همهٔ کوچهپسکوچهها را میشناخت.
Parisians often use the metro to commute.
پاریسیها اغلب برای رفتوآمد روزانه از مترو استفاده میکنند.
She is a Parisian by birth.
او پاریسیِ مادرزاد است.
نکتهٔ کاربردی
Parisian میتواند صفت هم باشد، اما این مدخل فقط کاربرد اسمی آن را برای اشاره به یک شخص پوشش میدهد.
