معنی ۱neutral · 89%
حرکتی دفاعی که ضربه یا سلاحِ مهاجم را به طرف دیگری منحرف میکند.
مثالهای طبیعی
The fencer’s quick parry stopped the attack.
دفع سریع ضربه به دست شمشیرباز حمله را متوقف کرد.
Her opponent anticipated the parry and changed direction.
حریف او حرکت دفاعی را پیشبینی کرد و جهت حملهاش را تغییر داد.
The coach demonstrated several parries before the match.
مربی پیش از مسابقه چند حرکت دفع ضربه را نشان داد.
نکتهٔ کاربردی
parry حمله را متوقف یا منحرف میکند؛ riposte ضدحملهای است که ممکن است پس از آن بیاید.
