معنی ۱neutral · 90%
فقط تا حدی یا به درجهای محدود، نه بهطور کامل
مثالهای طبیعی
The project is partially funded by private donors.
این پروژه تا حدی توسط اهداکنندگان خصوصی تأمین مالی میشود.
The highway partially reopened after emergency repairs.
بزرگراه پس از تعمیرات اضطراری تا حدی بازگشایی شد.
I partially agree with the committee's conclusion.
تا حدی با نتیجهگیری کمیته موافقم.
نکتهٔ کاربردی
`Partially` زمانی مفید است که چیزی فقط تا حدی درست یا کامل باشد.
