معنی ۱neutral · 90%
در یک فعالیت، رویداد یا موقعیت شرکت کردن
مثالهای طبیعی
More than fifty students participated in the competition.
بیش از پنجاه دانشآموز در مسابقه شرکت کردند.
Everyone should participate in the discussion.
همه باید در بحث مشارکت کنند.
She agreed to participate in the study.
او پذیرفت در این پژوهش شرکت کند.
نکتهٔ کاربردی
از `participate in` استفاده میشود، نه `participate to`.
ترکیبهای رایج
— در یک فعالیت یا رویداد شرکت کردن

