عمل شرکت کردن در یک فعالیت، رویداد یا فرایند
مثالهای طبیعی
Class participation counts toward the final grade.
مشارکت در کلاس در نمرهٔ نهایی محاسبه میشود.
We want greater participation in local meetings.
ما خواهان مشارکت بیشتر در نشستهای محلی هستیم.
Participation in the study is completely voluntary.
شرکت در این پژوهش کاملاً داوطلبانه است.
نکتهٔ کاربردی
وقتی فعالیت یا فرایند را نام میبریم، `participation` معمولاً با `in` میآید.

