معنی ۱neutral · 85%
تا اندازهای، اما نه کاملاً
مثالهای طبیعی
I partly agree with your proposal.
من تا حدی با پیشنهادت موافقم.
The road was partly blocked by fallen branches.
شاخههای افتاده بخشی از جاده را مسدود کرده بودند.
Partly because of rain, the concert started late.
کنسرت تا حدی بهدلیل باران دیر شروع شد.
نکتهٔ کاربردی
Partly نشان میدهد فقط بخشی از یک گفته یا وضعیت درست است.
ترکیبهای رایج
— فقط تا حدی مسئول چیزی بودن
