پرندهای کوچک و گرداندام با دم کوتاه که اغلب نزدیک کشتزارها زندگی میکند.
مثالهای طبیعی
A partridge darted across the path at sunrise.
هنگام طلوع آفتاب کبکی بهسرعت از مسیر عبور کرد.
Partridges often gather near farmland in winter.
کبکها در زمستان اغلب نزدیک زمینهای کشاورزی جمع میشوند.
The guide photographed a partridge beside the hedge.
راهنما از کبکی کنار پرچین عکس گرفت.
نکتهٔ کاربردی
partridges در کاربرد عمومی جمع معیار است؛ در متنهای شکار نیز partridge گاه در نقش جمع دیده میشود.
