passenger
B1اسم/US /pˈæsəndʒɚ/ PĂS-ənj-ər; UK /pˈæsəndʒɚ/ PĂS-ənj-ər/
مسافر، سرنشین

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
passenger یعنی مسافر. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مسافر، سرنشین
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است و معنی، تلفظ، مثال، نقش دستوری و کاربرد واژه را از پایگاه داده مرکزی ارائه میکند.