مخلوطی غلیظ و نرم که از له کردن یا ترکیب مواد درست میشود.
مثالهای طبیعی
Tomato paste made the sauce richer.
رب گوجهفرنگی سس را غلیظتر و خوشطعمتر کرد.
She stirred garlic paste into the hot oil.
او خمیر سیر را در روغن داغ هم زد.
This paste is made from nuts and oil.
این خمیر از مغزها و روغن تهیه شده است.
نکتهٔ کاربردی
Paste اسم مادهای غلیظ است؛ در دستورهای غذایی اغلب پس از نام ماده میآید، مانند tomato paste.
