معنی ۱neutral · 85%
غذا یا نوشیدنی را با حرارتدهی کنترلشده فرآوری کردن تا میکروارگانیسمهای زیانآور کاهش یابند.
مثالهای طبیعی
Factories pasteurize milk before packaging it.
کارخانهها شیر را پیش از بستهبندی پاستوریزه میکنند.
This juice has been pasteurized for safety.
این آبمیوه برای حفظ ایمنی پاستوریزه شده است.
Do you pasteurize the cider you sell?
آیا سایدرِ سیبی را که میفروشید پاستوریزه میکنید؟
نکتهٔ کاربردی
صورت وصفی pasteurized را اغلب روی برچسب مواد غذایی میبینید.
