معنی ۱neutral · 88%
روحانی مسیحی که یک جماعت را رهبری میکند و از اعضای آن مراقبت معنوی به عمل میآورد
مثالهای طبیعی
The pastor welcomed newcomers after the service.
کشیش پس از مراسم از تازهواردان استقبال کرد.
She has served as a pastor for twelve years.
او دوازده سال است که بهعنوان کشیش خدمت میکند.
A pastor visited the family during their crisis.
در دوران بحران، یک کشیش به دیدار خانواده رفت.
نکتهٔ کاربردی
این واژه عنوانی قابلشمارش برای رهبر یا مراقب معنوی یک جماعت مسیحی است.
