مربوط به پدر شخص یا بستگان او از طرف پدر.
مثالهای طبیعی
My paternal grandmother grew up in Scotland.
مادربزرگ پدری من در اسکاتلند بزرگ شد.
She traced her paternal ancestry through old records.
او با بررسی اسناد قدیمی، تبار پدری خود را پیگیری کرد.
We usually visit our paternal cousins in spring.
ما معمولاً در بهار به دیدن عموزادهها و عمهزادههایمان میرویم.
نکتهٔ کاربردی
paternal به سمت پدری خانواده اشاره دارد؛ maternal به سمت مادری اشاره میکند.
