به دلیل درماندگی یا ناراحتی موجب دلسوزی شود.
مثالهای طبیعی
The abandoned kitten looked pathetic in the rain.
بچهگربهٔ رهاشده زیر باران وضع رقتانگیزی داشت.
His pathetic cries could be heard outside.
صدای نالههای جانسوز او از بیرون شنیده میشد.
She portrayed a pathetic figure abandoned by his friends.
او شخصیت درماندهای را به تصویر کشید که دوستانش رهایش کرده بودند.
نکتهٔ کاربردی
وقتی برای شخص به کار رود ممکن است تحقیرآمیز به نظر برسد؛ با احتیاط استفاده کنید.
