معنی ۱neutral · 90%
توانایی صبر کردن یا برخورد آرام با مشکلات بدون عصبانی یا کلافه شدن
مثالهای طبیعی
Teaching beginners requires patience and clear explanations.
آموزش افراد مبتدی به صبر و توضیحهای روشن نیاز دارد.
Thank you for your patience during the delay.
از صبر شما در طول این تأخیر سپاسگزاریم.
Try to show patience with young children.
سعی کنید با کودکان خردسال صبور باشید.
نکتهٔ کاربردی
`Patience` معمولاً غیرقابلشمارش است، بنابراین معمولاً شکل جمع ندارد.

