معنی ۱neutral · 95%
شخصی که از پزشک یا در بیمارستان درمان یا مراقبت پزشکی دریافت میکند
مثالهای طبیعی
The nurse checked the patient every hour.
پرستار هر ساعت بیمار را بررسی کرد.
A patient was waiting outside the room.
یک بیمار بیرون اتاق منتظر بود.
The doctor sees twenty patients each day.
پزشک هر روز بیست بیمار را ویزیت میکند.
نکتهٔ کاربردی
patient شخصی است که درمان دریافت میکند، نه پزشک یا پرستاری که درمان را انجام میدهد.
ترکیبهای رایج
— شخصی که در بیمارستان درمان میشود

